پایگاه جـامع دنیای نیاز به نـماز - متن ادبی در مورد نماز

یادم نمی رود ... تار بود همه چیز ... مثل یک شب ابری که باد آرام ابر ها را تکان می داد و ناگهان ستاره ای سرک می کشید ...


یادم نمی رود درست مثل یک موسیقی آرام و دلنواز ... یادم نمی رود مثل یک نسیم گذرا ... مثل یک بوی گل درست وسط علف های نمناک و خواب ... یادم نمی رود مثل یک شوق زود گذر شب عید ... مثل یک لحظه کوتاه گرفتن عیدی ... مثل انتظار دیدن کارتون های عروسکی ...

یادم نمی رود چقدر بی هوا ... چقدر گذرا ... چقدر ماندگار ...

یادم نمی رود تو درست کم سن و سال ... صبور ... سبک ... آرام ... مثل یک رویا ... شبیه احساس آدم ها ... شبیه دیدن یک رنگین کمان ... تو آمدی و من درست مثل اشتیاق یک قلک خالی به اسکناس بلعیدمت...

من که یادم نمی رود ... نمی دانم ، حالا تو دیگر برای خودت کسی شده ای ... حالا دیگر حسابی رشد کرده ای درون قلبم ... خوب قد کشیده ای ...رعنا شده ای با خون رگ هایم ...حالا تو داری بزرگی می کنی ... نمیدانم ... هرچقدر هم که بزرگی کنی باز غرق شده ای در من ... تو آمیخته ای با من ...

آن روز ها من به تو می گفتم شوق ... امید ... آرزو ... و تو خیلی پیچیده تر از این حرف ها بودی ... حالا سر زبان ها افتاده ای و عشق صدایت می زنند ...

حالا تو بزرگ شده ای و من دستم به آسمانت نمی رسد ... پس بگذار روی همین خاک سر بگذارم ... ،

می روم نماز بخوانم ... . منبع مطلب: http://worldprayer.ir/post/196


دسته بندی مطالب نـماز: اشعار مناسبتی

اين مطلب را به اشتراک بگذاريد:

                          
| شنبه چهارم آذر ۱۳۹۱ | | 22:4 | | سجّـاد |
آخرین مطالب


ابـزار نـماز



در حال حاضر ابزارهای نـماز که طراحی شده، دسته بندی نشده است!

::. لطفا شکیبا باشید .::
اسلایـدر تصاویر

کلیپ های نـماز

با یک کلیک رنجه به نـماز امتیاز دهید